|
تہ ماندۀ حرفـــــ هاے دلمــــ ...وان یکاد بخوانید و در فراز کنید...
| ||||||
|
روز 22 بهمن من رفتم آرایشگاه و لباس عروس پوشیدم. عصر بعد از آتلیه رفتیم منزل پدرشوهر و گوسفند زیر پامون قربانی کردن و از اونجا راهی منزل ما شدیم. اینم سندش. نمایی از لباس عروسم توش هست. البته قشنگیش بالای لباسه که غیرقابل پخشه دیگه!
![]() اینم دسته گل عروس. من گفتم برای اینکه خرج اضافه نشه، همون گلی که خواهرم درست کرده بودو بگیرم دستم ولی خواهرشوهر کوچیکم گفت تو به این چیزاش فکر نکن. گل رز می گیریم! ![]() این هم کیک سفره عقد. مدلشو از اینترنت گرفتم ولی به اون قشنگی که میخواستم نشد. ولی فوق العاده خوشمزه بود. شیرینی سرای بابل سفارش داده بودیم. ![]() این هم میوه آرایی سر سفره عقد که به نظر من بجز هندونه ش بقیه خیلی ساده بود و خودمم بلد بودم انجام بدم! یعنی اگر وقت داشتم ...! ![]() بفرمائید شیرینی (البته شیرینی پذیرایی شیرینی مربایی و خرمایی شیرینی سرا بود که خیلی خوشمزه تر از اینه) ![]() این هم نمای کلی سفره ![]() این هم آقای داماد خوش تیپ که فکر میکنه کت و شلوار FIRS پوشیدن فقط خوش تیپش میکنه! ![]() به به. چشمم روشن. دیگه چی؟ عروسم میخواید ببینید؟ ![]() خب عکسا خوب بود؟ دلم میخواست دوربین خودم سالم بود و بیشتر از این عکسای قابل انتشار میگرفتم! معذرت که دیر آپ میکنم. سرم به شدت شلوغه این روزها. فقط یه هفته نبودم سر کار، اما انگار تمام کارای سال افتاده گردنم! دعا کنید زود تموم شه به امید خدا فردا عازم قم هستم. دیگه قم برای ما شده دیار عاشقان
![]() [ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 07:56 AM ] [ فاطیما ]
|
||||||