تہ ماندۀ حرفـــــ هاے دلمــــ
...وان یکاد بخوانید و در فراز کنید... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
آخرین بروزشده ها

آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام. این روزها اینقدر درگیر دانشگاه و کار و پایان نامه های رزیدنت های بیمارستان هستم که فرصت نمیکنم به کارای متفرقه برسم یا پست جدید بذارم.

برای ثبت نام مکه خواستیم اقدام کنیم ولی الان مزدوجین نیمه دوم 89 و نیمه اول 90 رو ثبت نام میکنن. ما هم که میخوایم تابستون بریم سر خونه زندگیمون و برای همین دیگه ظاهراً مکه منتفی شد.

البته چند روز پیش داداشم زنگ زد گفت دوتا فیش مکه هست که به قیمت یک میلیون و هشتصد هزار تومن برای هر نفر در میاد. اگر میخواین براتون بگیرم. گفتم یعنی حدود 4میلیون فقط هزینه رفتن به مکه میشه! خیلی سنگینه هزینه ش

از طرفی ما میخوایم اگر بشه و بتونیم یه خونه وام دار پیدا کنیم به امید خدا خونه بخریم. برای همین تو این شرایط 4میلیون هم 4میلیونه برامون و خیلی کمکمون میکنه!!!!

من و علی خیلی دلمون میخواد بریم کربلا. اگر بخوایم بریم دوتا داداشام و خانماشون هم میان باهامون. پریشب که از دانشگاه رفتم خونه علی اینا، وقتی موضوعو مطرح کردم دیدم همه ناراحت شدن. نه بخاطر کربلا، به خاطر اینکه میگفتن کربلا رفتن الان خطر داره و تا شما برین و بیاین ما دلمون هزار راه میره و نگرانتونیم. اگر میشه کربلارو بیخیال شین! من چیزی نگفتم دیگه.

به علی که گفتم گفت تو کاری نداشته باش. بذار خودم بیام صحبت می کنیم به نتیجه میرسیم.

نمیدونم قراره چی بشه. از طرفی هم خانواده ش میگن ما عروسی بگیریم. یه دونه پسره و هزار آرزو داریم براش. منم میگم دیگه اونوقت مکه رفتن یا کربلا رفتن فرقی نداره که! میشه یه خرج اضافی. ما خواستیم مکه یا کربلا بریم که خرج و برج اضافی رو کم کنیم و دوباره هزینه لباس عروس و آرایشگاه و آتلیه و تالار رو ندیم!

خلاصه ما ماندیم و هزار فکر و خیال که آخرش چه می شود! میخندم و بهشون میگم بخدا من حاضرم حالا که شما میخواین عروسی بگیرین برم مشهد و قال (غال؟) قضیه رو بکنم و خلاص. مشهد حج فقراست دیگه  منم که عاشق امام رضا.

حالا فعلاً نمیدونیم چی میشه دیگه. ما که راضی هستیم به رضای خدا. خودش تا الان همه چی رو تا اینجا پیش برده، از این به بعدش هم خودش کمک میکنه انشالله.

خیلی دلم میخواد شروع زندگیم با رفتن به پابوس امام رضا (ع) باشه... امیدوارم که بشه

سر عقد، موقع بله گفتن گفتم با توسل به امام رضا و حضرت معصومه و اجازه پدر و مادرم .... بله

علی هم گفت اول به اذن خدای بزرگ که من همیشه دوست گنده م صداش میکنم و توسل به امام رضا و خواهرش حضرت معصومه و ... (این سه نقطه یعنی بازم ادامه داشت) بله...

یعنی هردومون به امام رضا و خواهرش ارادت خاص داریم. امیدوارم که بشه. شمام دعا کنید

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 08:48 AM ] [ فاطیما ]
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 08:24 AM ] [ فاطیما ]
روز 22 بهمن من رفتم آرایشگاه و لباس عروس پوشیدم. عصر بعد از آتلیه رفتیم منزل پدرشوهر و گوسفند زیر پامون قربانی کردن و از اونجا راهی منزل ما شدیم. اینم سندش. نمایی از لباس عروسم توش هست. البته قشنگیش بالای لباسه که غیرقابل پخشه دیگه!

ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 07:56 AM ] [ فاطیما ]
به نام او که هم هست و هم نیست،
هم می بیند و هم چشم می بندد،
بوی اشک می دهد،
بوی قلب می دهد،
توی دلم جا می شود ولی ...
نه نمی شود که نمی شود.
کاش گاهی آسمان شویم،
نه، یک کمی کهکشان شویم،
دور شویم و دور شویم...
شاید که ذره ای 
نه، تکه ای از آن نور می شویم.

تقدیم به دوست گندۀ خوب خودم

نایت اسکین

سلام

سپاس از همۀ دوستان

این هم هدیه به همسر مهربون خود خودم

مثل نامه ای ولی
توی هیچ پاکتی 
جا نمی شوی
**
جعبه جواهری
قفل نیستی ولی
وا نمی شوی
**
مثل میوه خواستم بچینمت
میوه نیستی ستاره ای
از درخت آسمان جدا نمی شوی
**
من تلاش می کنم بگیرمت
طعمه می شوم ولی
تو نهنگ می شوی
مثل کرم کوچکی مرا
تند و تیز می خوری
تور می شوم
ماهی زرنگ حوض می شوی
لیز می خوری
***
آفتاب را نمی شود
توی کیسه ای
جمع کرد و برد
*
ابر را نمی شود
مثل کهنه ای
توی مشت خود فشرد
آفتاب
توی آسمان
آفتاب می شود
ابرهم بدون آسمان فقط
چند قطره آب می شود
***
پس تو ابر باش و آفتاب
قول می دهم که آسمان شوم
یک کمی ستاره روی صورتم بپاش
سعی می کنم شبیه کهکشان شوم
***
شکل نوری و شبیه باد
توی هیچ چیز جا نمی شوی
تو کنار من کنار او ولی
تو تویی و هیچ وقت
ما نمی شوی

عرفان نظرآهاری

یا علی

نایت اسکین

پ ن: قطعه بالای شعر عرفان نظر آهاری از علی ام بود. از خود خود خودش! یه پا شاعره واسه خودش 

[ یکشنبه 30 بهمن 1390 ] [ 08:06 AM ] [ فاطیما ]
سلام. از شانس بسیار بوووووق ما، فلت دوربینم خراب شده و دادمش برای تعمیر. برای همین عکسای عقد رو با دوربین پسرعموم که عکاس و فیلمبردار عقدمون بود گرفتیم و دیروز تازه به دستم رسیدو برای همین با اندکی تاخیر عکسارو براتون میذارم.
ما روز 17ربیع الاول (21 بهمن) عقد کردیم و یه سفره عقد ساده گذاشتیم و مراسم و سفره عقد اصلیو برای 22بهمن گذاشته بودیم. امروز عکسای روز عقدو میذارم.

ادامه مطلب
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 08:13 AM ] [ فاطیما ]

1 2 3 >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وقتی عاشقی
نام او
عاشقانه ترین شعرهاست
کافیست بخوانیش
و پاسخ گوید جانم!
مست میشوی از عشق ...
دلت ساز شور می نوازد
وقتی عاشقی!

====================

27 سالمه و همسرم 30. هردو کارمندیم و به خاطر شغل علی از هم دوریم.
21بهمن 90 تاریخ عقدمون بود و قراره به امید خدا تابستون 91 زندگی مشترکمونو شروع کنیم.

====================

چه خوش خیال است
"فاصله" را می گویم
به خیالش تو را از من "دور" کرده
نمی داند تو جایت "امن" است
اینجا
"میـــان دلــــم"

====================
امکانات وب
تعداد بازدیدها: 62025